صفحه اصلی > خبرها 


نسخه چاپي

تقي نژاد در ضرورت برندشدن سازمان هاي دولتي عنوان کرد؛

تحول مديران، لازمه برند شدن سازمان هاي دولتي

مدير عامل شرکت گاز استان البرز در بخش های پیشین افزايش بهره وري، افزايش سرمايه اجتماعي، افزايش کيفيت زندگي همه مردم و دستيابي به توسعه را محصول خلق برند و ايجاد روحيه خلق برند در جامعه ايران دانست. او در بخش چهارم، بر اهميت تحول مديران در سازمان هاي دولتي اشاره مي کند و برند شدن مديران را مقدم بر برند شدن سازمان ها مي داند که در ادامه مي خوانيد.

به گزارش روابط عمومی شرکت گاز استان البرز، دکتر حسين تقي نژاد درباره اينکه چگونه يک سازمان تبديل به برند مي شود مي گويد "بيل گيتس بيش از ماکروسافت شناخته شده است و يا هنگامي که از اپل حرف مي زنيم بلافاصله به ياد استيو جابز مي افتيم؛ چرا؟ چون اين افراد ابتدا خود را برند کردند و بعد سازمانشان را؛ اصلا مگر مي شود که يک مدير منش خود را تقويت نکند و بتواند سازمانش را برند کند؟ افراد يک سازمان از مديرشان الگو مي گيرند. براي برند شدن موسسات دولتي، بايد مديران به روز باشند تا بتوانند فرهنگ سازماني را به شيوه اي سامان دهند که به خلق لذت و رضايت براي مردم منجر شود. در يک سازمان، فرهنگِ سازمان مهم ترين پديده است. فرهنگ مجموعه اي از باورها، ارزش ها و نگرش هاست که به رفتارِ کارکنانِ سازمان جهت مي دهد. اگر ساختار سازمان را به مثابه تعدادي آجر در نظر بگيريد فرهنگ سازماني ملات بين اين آجرهاست که موجب نظم و پيوستگي مي شود که از جاي جاي سازمان مي توان دريافت که اين سازمان نظم دارد يا خير. اما آيا بدون توسعه فردي و به روز شدن مدير مي توانيم انتظار سازماني با فرهنگ پويا و توانمند داشته باشيم؟ خير. چراکه فرهنگ هر سازماني بر اساس باورها و رفتارهاي مدير آن شکل مي گيرد".


تقي نژاد علاوه بر تقويت منش مدير و توسعه فرهنگ سازماني، شيوه تصميم گيري مديران را نيز در برند شدن آنها حائز اهميت بسيار مي داند و می گوید: "در مديريت يک مدل متني داريم که يک مقدمه دارد، يک متن و يک نتيجه. بسياري از مديران در کشور ما بر اساس اين مدل تصميم مي گيرند که کمترين موفقيت را در پي دارد. يک مدل الگوريتمي هم داريم که با نگاه مهندسي به پيامدهاي اقدامات مختلف آگاه مي شويم. يک مدير خوب بايد هر دو روش را به کار گيرد و در عين حال بتواند فلش بک بزند؛ يعني يک بار از ابتدا تا انتها مسائل را در نظر بگيريم و بعد يک بار هم از انتها به ابتدا بيايد و مسائل را مرور کند تا ببيند برنامه اي که چيده است به کجا مي رسد و آيا اين تصميم درست بوده است؟ در تفکر خطي بر اساس پول و اعتبارِ موجود، پروژه را پيش مي بريم اما با اين روش احتمال موفقيت بسيار پايين است در نتيجه بايد نگاه الگوريتمي و فلش بک را هم پيش از تصميم گيري به کار گيريم".

 

اين مسئول مديريت را هنري مي داند که وقتي قانون راهگشا نيست، آغاز مي شود و عنوان می کند: "در اين دنياي تودرتوي بي انتها، با نگرش خطي و ديدن چند کارتابل روي ميز نمي توان مديريت کرد. لازمه ي بقا در اين دنيا، ديدگاه تحولي است نه تثبيت گراست. يک مدير بايد در عين رعايت قانون، ساختار شکن باشد؛ چراکه مديريت هنري است که وقتي قانون مي ايستد، آغاز مي شود. با تحول مديران مي توان همه سازمان هاي دولتي را به برند تبديل کرد. با اين روش اعتماد شکل مي گيرد و وقتي ما متعهد مي شويم، جامعه نيز تعهدش را در قبال ما اجرا مي کند؛ در نتيجه همه ما در جامعه بسيار خوبي زندگي خواهيم کرد".

 

پايان بخش چهارم

ادامه دوشنبه آينده

 

  • تاریخ درج خبر :
  • 1398/04/31 - ٠٨:١٩
  • تاریخ بروز رسانی خبر :
  • تعداد بازدید خبر :
  • 295

خروج




تصاویر منتخب